من هم يكي از رنگ هاي جعبه ي مداد رنگي رهياد هستم . حس مي كنم باران شروع خوبي است كه پايان پاييز و اولين باران همراه با قدم هاي تازه ي من در شعر بود . فصل پاييز نيز همچنان برايم مقدس است .
قصه ها ، شبانه ها ، اتاق ها و سايه ها
بعد ، امتداد اين ترانه ها ، كنايه ها
بگذر از تمام بودنت تو اي تمام من
از نبودنت شروع كن ، به سوي ما شدن
تا عبور او وجود من پر است از آسمان
بشكنيد و بگذريد از گذار كهكشان
با همان گلي كه رفت تا سكوت هفته ها
رفته ها پر از من اند و من پر از نرفته ها
مي روم به ناكجا ، به ناكجاي داستان
ناكجا كجاي جاده ؟ اي خدا كه جانمان ...
آذر86
+ نوشته شده توسط راضیه شایسته نیا در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت
16:41 |